ازدواج

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۳ بهمن ۹۳، ۱۶:۵۷ - محمد
    khob bod
  • ۰
  • ۰

پرسش :

اینکه متعه (ازدواج موقت) را عمر بن خطاب تحریم نموده و تغیر سنّت داده است ادعائی بدون دلیل است، چرا که پیامبر -صلی الله علیه و سلم- در موارد خاصی مانند جهاد آن را مجاز کرده بود. و بعد هم آن را تحریم نمودند دلیلی بر آن وجود ندارد.


پاسخ :

در این مورد به دو مطلب باید پرداخت گردد:
اول؛ رد ادعای نسخ آیه متعه دوّم؛ رد این ادعا، که متعه از سوی عمر بن الخطاب تحریم نشده است.
اما بخش نخست در قرآن، آیه‌ای مختص به متعه که در سورة نساء آیه 24 [1] آمده است برخی ادعا می کنند این آیه نسخ شده است در حالی که هیچ‌گاه آیات قرآن با خبر و روایات نمی‌تواند نسخ شود. به گفته امام شافعی؛ «هیچ‌گاه نمی‌توان آیة قرآن را با خبر و روایات نسخ نمود و ناسخ آیات قرآن منحصراً باید آیه دیگری از قرآن باشد.» مدعیان نسخ آیة متعه به چند آیه از قرآن اشاره می‌کنند، که از جملة آن‌ها آیة‌ 5 و 6 سورة مؤمنون است که می فرماید: «و آنها دامان خود را حفظ می کنند تنها آمیزش جنسی به همسران و کنیزان خود دارند که در بهره گیری از آنتها ملامت نمی شوند

در جواب آن می‌گوییم: در این آیات سخن از زوجیت است و از لوازم زوجیت، ارث بردن زوجین از هم دیگر است، و چون در متعه، طرفین از یکدیگر ارث نمی‌برند، پس متعه، زوجیت شناخته نمی‌شود، گرچه این جواب کامل نیست زیرا لازمة زوجیت ارث بردن نمی‌باشد. و چرا که بسا زوجیت باشد و زوجه هم، دائمه ‌باشد، ولی توریث بین زوجین نباشد و زوجه از زوج خود ارث نبرد مانند زوجه ذمیة دائمه و زوجة قاتله. چون لازم از بین رفت، پس ملزوم نیز از بین می‌رود. اما چون آیة متعه در سورة نساء وارد شده و سورة نساء مدنی است و سورة مؤمنون مکّی می‌باشد لذا آیة‌ متعه بعد از آن آیه نازل شده و است معقول نیست که ناسخ قبل از منسوخ نازل شده باشد.

در جواب آنان که می‌گویند نسخ آیه متعه، به آیة طلاق است.[2] می‌توان گفت: الف- شرط زوجیت این نیست که بتوان زن را طلاق داد، چه بسا زوجه‌های دائمه‌ای هستند که طلاق ندارند؛ مانند زوجة مرتده و زوجة‌ دائمه ملاعنه که اینها بدون طلاق رها می‌گردند. ب- طلاق فرع بر باقی بودن ‌آثار نکاح است. و در مورد متعه با تمام شدن مدّت متعه اساساً؛ نکاحی باقی نمی‌ماند تا بشود صیغهء طلاق جاری نمود و قبل از انقضای مدت هم اگر زوج از حق خود گذشت و بذل مدت نمود، باز نکاحی باقی نمی‌ماند تا طلاق واقع گردد. پس، ادعای نسخ آیة متعه به آیة طلاق صحیح نیست.
امّا جواب آنان که می‌گویند، نسخ آیة متعه به آیه عدّه[3] می‌باشد، بدین خاطر که عده در نکاح متعه کمتر است. آن هم صحیح نیست، زیرا متعه هم دارای عده است بر فرض آن که عده متعه کمتر باشد، این تقلیل مدت به دست خود شارع است، وبه موجب خبر موثق جایز گردیده است، صدمه‌ای به زوجیت متعه نمی‌زند، بنابراین نمی‌توان قلّت مدت عده را حمل به نسخ نمود.
امّا جواب آنان که می‌گویند: نسخ آیه متعه، به آیة حرمت می‌باشد[4]، چرا که متعه داخل در محرمات نکاح است. این تصور نیز باطل است، زیرا آیة متعه، از آیة تحریم مستثنی شده است و این امر از بدیهیات است، که حکم مستثنی غیر از مستثنی منه می‌باشد. در نهایت می‌توان گفت؛ هیچ یک از آیات شریفة مذکوره را نمی‌توان، ناسخ آیة متعه دانست.
اما اینکه ادعا شده است؛ دلیلی بر منع عمر بن خطاب از متعه نداریم، سخنی بی‌پایه است. چرا که بسیاری از بزرگان اهل سنت به این مطلب اذعان و تصریح دارند، ما برا ی روشن شدن مطلب، به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم.
الف- از ابی رجاء نقل شده که می‌گوید: آیه متعه در کتاب خدا نازل شده و رسول خدا -صلی الله علیه و سلم- ما را به انجام آن امر فرمود و آیه‌ای که آن را نهی و نسخ نموده باشد نازل نشده است و بعداً مردی برای خودش گفت آنچه می‌خواست،[5]
ب- در زمان رسول خدا -صلی الله علیه و سلم- ما متمتع می‌شدیم و مردی هر آنچه می‌خواست برای خودش گفت. [6]
ج- از جابر بن عبد الله نقل شده است؛ ما با یک مشت خرما وآرد متعه می‌کردیم، در عهد و ایام رسول اکرم -صلی الله علیه و سلم- و ابوبکر. تا آنکه عمر آنرا نهی کرد. [7]
د- از عروة بن زبیر نقل است، که خوله دختر حکیم وارد بر عمر شده وگفت: ربیع بن امیه استمتاع کرد و از زنی کامیاب شد و آن زن آبستن شد. پس عمر بیرون رفت در حالی که عبایش را از ناراحتی می‌کشید گفت؛ این متعه است اگر من جلوتر دربارة آن رأی داده بودم، هر آینه او را سنگسار می‌کردم. [8]
و- از حَکم پرسیدند آیا آیة متعة نساء منسوخه است؟ گفت: خیر. و علی -علیه السلام- فرمود: اگر عمر نهی از متعه نکرده بود، کسی زنا نمی‌کرد مگر شقی و جنایتکار. [9]
ش- از ابی جریج نقل است که ابن عباس می‌گفت؛ خداوند بر عمر رحم کند، متعه نبود مگر رحمتی از خدا که با مجاز کردن آن بر امت محمّد -صلی الله علیه و سلم- ترحم کرده بود و اگر عمر آنرا نهی نمی‌کرد کسی محتاج به زنا نمی‌شد مگر اندکی از مردم پست وبدبخت [10].
ک- از ابی سعید خدری و جابر بن عبد الله انصاری نقل شده است، ما تا نیمی از خلافت عمر، صیغه می‌کردیم تا آنکه عمر مردم را از آن کار منع کرد.[11]
هـ- ابی رشد می‌گوید: ما در زمان رسول خدا -صلی الله علیه و سلم- و ابوبکر و نیمی از خلافت عمرصیغه می‌کردیم سپس عمر مردم را از آن نهی کرد [12].
ی- آخرین دلیل گفتة خود خلیفه دوم می‌باشد که: «متعتان کانتا علی عهد رسول الله -صلی الله علیه و سلم- و أنا انهی عنهما و أعاقب علیهما متعة الحج و متعة النساء»[13].

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1.
حیات عمر بن خطاب، تالیف بکری.[1]- «فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضةً».
[2]-
طلاق/1.
[3]-
بقره/228، که می فرماید: «زنان مطلقه باید به مدت سه بار عادت ماهانه، انتظار بکشند(وعدّه نگه دارند)».
[4]-
نساء/23، که می فرماید: «حرام شده بر شما مادرانتان و دخترانتان و خواهران و...».
[5]-
صحیح مسلم، ج1، ص 474 ، و قرطبی، ج2، ص 365.
[6]-
صحیح بخاری، ج3، ص 151.
[7]-
صحیح مسلم، ج1، ص 395، و ابن ربیع، تیسیر الوصول، ج چهارم، ص262، و ابن حجر، فتح الباری، ج9، ص141.
[8]-
مالک، موطا، ج2، ص30، و شافعی، کتاب الام، ج7، ص 219، و بیهقی، سنن الکبری، ج7، ص206.
[9]-
تفسیر طبری، ج 5، ص 9، تفسیر رازی، ج3، ص200، تفسیر ابی حیان، ج 3، ص 218، تفسیر الدر منثور، ج2، ص140.
[10]-
جصاص، احکام القرآن، ج 2، ص 179، و ابن رشد، بدایه المجتهد، ج2، ص58، ابن رشد، النهایه، ج2، ص249، تاج العروس، ج10، ص200.
[11]-
عمدة القاری، ج8 ، ص310.
[12]-
بدایه المجتهد، ج3 ، ص58.
[13]-
جاحظ، البیان والتبیین، ج2، ص223، احکام القرآن جصاص، ج1، ص342 و ص345، و ج2، ص714، تفسیر قرطبی، ج2، ص370، ضوء الشمس، ج2، ص94، ابی صالح وطحاوی، ص294.

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی